|
خورشيد ميكشد دلم پشت پنجره خيالش خورشيد خيال من از پشت پنجره ام كنار نميرود و پنجره اي كه روي ديوار تنهاييم ميكشم رو به او باز ميشود مادرم كه صدايم كرد پنجره ام جا خواهد ماند و خورشيدم .... دلم براي خورشيد روي ديوارم تنگ خواهد شد. و خورشيدم خورشيدي براي خودش شايد بكشد! حسودي كه بكنم به پاي كودكيم خواهند گذاشت.
چوبان كه ني ميزند گوسفند بي خيال ميچرد و ميچرد نقش زندگي ميكند. و چوپان از دردهايش مينوازد درد چوپان را چه ميفهمد؟ گوسفندي كه عمرش را به چرا گذرانده است. بنواز چوپان من ...
آمده ام خواستگاري راهم نميدهي؟ در ميان اين همه رقيب سر بلند كردن هنر ميخواهد.. اينهمه دل كه سجده ميكنند و تو بر همه خوش آمد ميگويي. آمده ام خواستگاري لبخندت را به اين دل هم نشان ميدهي؟ به حرمت تو بود كه دلش همراه من است شرمنده ام كه نميكني؟ بوسه بر فرشت ميزنم نگاهم نميكني؟ مجالي نيست سجده در حياط ميگذارم قنوتهايم را لاي چادر شبش ميپيچم و خاموش لبم از لب او ميگويد اين دستهاي اوست كه دراز است در استانت وساطت رقيب ميكنم. آمده ام خواستگاري خنده اي ميخواهم به نشان رضايتت برايش هديه ببرم يك گوشه خلوت نشانم نمي دهي؟ .... ميخواست كبوتر شود به بهانه دانه هايي كه بر كبوترانت ميريزي .. . ارزني برايش هديه ميبري؟ ... . بوي عشق ميدهند همه آنهاييكه چشمشان تر است .
بوي قهوه مي امد از كلبه اي كه خاموش است صاحب كلبه خواب بود اصلا يادش نبود توي گنجه اتاقش قوه اش جاريست از در كه امد تو تاريك بود و مرد در خواب سايه اش را ديد گفت هر چه ميخواي بردار و برو او نشست و قهوه را خورد جر عه جرعه بعد از آن روز ديگر مرد خواب ندارد هر روز قهوه دم ميكند فنجان فنجان ....
اخم در هم كشيده است نگاري كه لبخندش ميبرد لبخند ميان اخمهايش بيشتر دلرباست وصداي ارامي كه با همه افروختگيش آرام در گوشت ميخواند جانم دلت ميريزد دلت كه بريزد خفه خواهند شد همه واژه هايي كه جان گرفتند او خاموش ميشنود همه دوست داشتنهايت را و آرام ميگويد تو ديوانه اي.... دلم كاش باورت بشود دوستت دارمهاي خاموشش
فاصله نوشته هايم به فاصله دلتنگيهايم نيست حتي با خودت دلتنگتم ديوانگي ... اصلا تعريفي براي ديوانگي داري؟ صبا هم ديوانه است اگر لطيف نوزد طوفان ميشود محبوب هم ديوانه خواهد شد اگر عاشق نشناسد. باز ديوانگي ... . تو از ديوانگي چه ميفهمي وقتي دلت پر از دلتنگي است ديوانه ات كه بخوانند اسم معشوق كه در كنارت باشد ديوانه وار بر جاهليشان خواهي خنديد. حلاج را ديده اي چه دلسوزانه بر ابلهان ميخنديد؟
مهربانيت در فرياد ديدم ولي دلت نيامد فرياد بزني مانده ام همان آويزان روي هوا شايد معلق بهتر باشد امروز دارد ميبارد اما اين باران نيست آب ندارد آب نداشته باشد هر چه باشد كثيفت ميكند و تو با اسپري لبخندهايت نخواهي توانست بشوريش چقدر حسوديم ميشود بر شاپركي كه با نسيمي محو ميشود ولي نسيم قدرت وزيدن از خود گرفته است.
باران كه باريد گفت شسته ام تبش هم كه بالا بود روحش را كه بشورد حساستر ميشود حساس...! ميشكند لحظه به لحظه مقابل چشماني كه بر هم مژه ميفشرند. دستهايم در گوش چشمهايم نمناك و دستهايم ناتوانتر از هميشه مقابل كوهي كه به جنگ بر خواسته ام عظمتش نخواهدم ترساند ولي دره هايش عميق كاش بداند كوه نياز به سعود دارد و دل من تب غرور.
جدي كه ميشود تنم ميلرزد آخر جدي كه ميشود دل خودش اولين قربانيست هر چقدر نزديكتر باشي بيشتر خواهي سوخت و تو هيزمي خواهي شد براي اتش بيشتر نميتواني بگريزي از شرم تهمت ترس و نه ميتواني بماني از بيم هيزم شدن بر آتش قلبش. ياد نوشته دوستي افتادم آويزون ....
دستت را به من بده كاش طبيبي ميدانستم شايد آنوقت اين مرحمهاي بي خودم الكي زجرت نميداد كاش طبيبي ميدانستم شايد آنوقت ترياكت را به دوا تبديل ميكردم ميترسم تنت بر ترياكم عادت كند اين مرحم حاصل شبها سكوتم بود كه درد بر جانت ريخت.
|
About
هفته دوم آبان 1388 هفته اوّل آبان 1388 هفته چهارم مهر 1388 هفته سوم مهر 1388 هفته دوم مهر 1388 هفته اوّل مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته سوم شهریور 1388 هفته دوم شهریور 1388 هفته اوّل شهریور 1388 هفته دوم مرداد 1388 هفته اوّل مرداد 1388 هفته چهارم تیر 1388 هفته سوم تیر 1388 هفته دوم تیر 1388 هفته اوّل تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته سوم خرداد 1388 هفته اوّل خرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته سوم فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته سوم اسفند 1387 هفته دوم اسفند 1387 هفته اوّل اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته سوم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته اوّل آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته دوم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387 هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 Links
گلی بنام نرگس |